گرگر ایرانی در مقابل گوگل آمریکایی

دلگرم- به نظر شما، گُرگُر ایرانی،‌می‌تواند با یکی از پرقدرت‌ترین سایت‌های دنیا رقابت کند و کاربران ایرانیش را پس بگیرد؟!

گرگر ایرانی در مقابل گوگل آمریکایی

گوگل پرمخاطب‌ترین سایت دنیاست که هر وقت بخواهد و به هر دلیلی که لازم بداند کشورهایی مانند ایران را از خدماتش محروم می‌کند.

به راستی دلیل برخورد دوگانه و متناقض شرکت‌هایی مانند گوگل چیست و آیا ایران می‌تواند با موتورهای جست‌وجویی همچون گرگر و پارسی‌جو کاربرانش را از گوگل پس بگیرد؟

در چند سال گذشته که اینترنت و به تبع آن خدمات دیجیتال در جهان گسترش یافت، برخورد صاحبان این فناوری‌ها در سرویس‌دهی به کشوری همچون ایران دوگانه و متناقض بود.

این تناقض نیز از جایی ناشی می‌شد که از سویی خدمات این سرویس‌دهندگان مانند گوگل و اپل به روی ایرانیان بسته بود و از سوی دیگر محصولات و کالاهای قابل فروش این شرکت‌ها بدون محدودیت وارد ایران شده و می‌شوند.

به عنوان مثال موبایل نکسوس گوگل یا آیفون اپل به وفور در ایران یافت می‌شود اما برخی خدمات آنلاین این شرکت‌ها مثل سرویس خدمات تحلیلی و خدمات برنامه‌نویسی گوگل و اپ‌استور اپل برای کاربران ایرانی مسدود است.

بازار آزاد ایران و خدمات مسدود گوگل
اما دلیل این برخورد دوگانه چیست و چرا قوانین شرکتی مانند گوگل برای فروش محصولات سخت‌افزاری به اندازه خدمات نرم‌افزاری (که عموما به‌صورت رایگان در اختیار کاربران می‌گذارد) سختگیرانه نیست و چرا این شرکت‌ها برای فروش کالاهای خود در ایران محدودیتی عملیاتی و اجرایی قرار نداده‌اند؟

اگرچه این شرکت‌ها محدودیت‌هایی برای اعطای نمایندگی فروش در ایران دارند که البته این موضوع روی فروش محصولات‌شان تاثیری نگذاشته و تنها در بحث خدمات‌دهی به کاربران ایرانی اختلال ایجاد کرده است.

به هر تقدیر اگرچه این شرکت‌ها مشخصا و مستقیما در ایران نمایندگی ندارند و حتی عمده‌فروشی مستقیم برای بازار کشورمان را در سیستم فروش خود درنظر نگرفته‌اند ولی در نهایت هیچ قانونی نیست که جلوی عرضه محصولاتشان در بازار ایران را بگیرد.

در بحث خدمات آنلاین شرکت‌هایی مانند اپل و گوگل هم ماجرا تقریبا به همین شکل است. اپ‌استور، گوگل‌پلی، استور مایکروسافت و بعضی سایت‌های دیگر خدماتی حداقلی به کاربران ایرانی ارایه می‌دهند.

در این میان گوگل بدون شک پربازدیدترین سایت جست‌وجویی است که ایرانیان از خدمات آن استفاده می‌کنند. رتبه الکسایی گوگل نیز نشان می‌دهد که این سایت تقریبا در رتبه نخست بازدید ایرانی‌ها از سایت‌های اینترنتی قرار دارد.

ولی در عین حال استفاده از بسیاری خدمات این غول اینترنتی برای ایرانی‌ها ممنوع است. به عنوان مثال بخش توسعه یا Developer که برای کارهای برنامه‌نویسی استفاده می‌شود از سوی گوگل برای کاربران ایرانی مسدود شده است. همین قضیه راجع به برنامه‌های دیگری در مرکز دانلود Google Play وجود دارد.

جالب‌تر آنکه محدودیت مذکور از آن دست موانعی نیست که به راحتی بتوان آن‌ را دور زد. در گذشته شناسایی کاربران از طریق IP اینترنتی صورت می‌گرفت. در چنین مواردی با یک پراکسی به راحتی می‌شد خود را به عنوان شهروند کشوری دیگر جا زد و از چنین امکاناتی استفاده کرد.

ولی حالا شما برای استفاده از تقریبا همه امکانات شرکت‌هایی مثل گوگل، مایکروسافت، یاهو، اپل و امثال آن تنها با حساب کاربری معرفی و از خدمات آن بهره‌مند می‌شوید.

جالب آنکه معمولا حساب کاربری‌های جدید نیز بدون داشتن شماره تلفن، فعال نمی‌شود. علاوه بر این شرکت‌های بزرگ اینترنتی خوب می‌دانند شما چه اطلاعاتی را اشتباه وارد می‌کنید و معمولا در پروسه ایجاد حساب کاربری اگر اطلاعاتی همچون ملیت، آدرس ایمیل قبلی و غیره نادرست وارد شود، بدون هیچ توضیحی عملیات متوقف می‌شود.

برخوردی که گوگل در هنگام استفاده از ابزار توسعه دهندگان هم آن را نشان داده و این پیام را به کاربر نمایش می‌دهد که "شما به این قسمت دسترسی ندارید و ما فقط همین را می‌دانیم!".

آزادی جهانی برای امنیت آمریکایی
اما اگر کمی دقیق‌تر نگاه کنیم، الگوی خاصی در رفتار دوگانه گوگل وجود دارد. در واقع قسمت‌های محدود شده گوگل برای ایرانیان، امکاناتی شبیه به توسعه‌دهنده‌ها (Developers) و بخش‌های آماری-تحلیلی گوگل هستند. البته از طرف دیگر، زمانیکه به بخش‌های محدود نشده و آزاد نگاه کنیم، شاید بتوانیم توجیهی برای این رفتار گوگل پیدا کنیم.

تقریبا در تمامی بخش‌های آزاد خدمات گوگل، این کاربران ایرانی هستند که به روش‌های مختلف اطلاعات خود را در سرویس‌های گوگل وارد کرده و از این طریق به پربارتر و کامل‌تر شدن مجموعه اطلاعاتی گوگل کمک می‌کنند.
آنطور که گوگل در سال‌های گذشته گفته، قصد دارد جهان را از دریچه کاربرانش ببیند که این امر مستلزم آگاهی از طرز تفکر کاربرانش است. در حال حاضر نیز بزرگ‌ترین خصیصه و توانایی گوگل در چند سال اخیر شناخت دقیق علایق کاربرانش بوده است.

در کنار تسلط بر بازارهای دنیا، شناخت بهتر نسبت به جوامع دیگر، خصوصا کشورهایی مانند ایران (که نهادهای اطلاعاتی آمریکا اشراف کمتر و غیرمستقیم بر آن دارند) از موارد توجیه‌کننده رفتار گوگل و برادرهای کوچکترش است.

رفتاری که در بعضی موارد شاید به عنوان رفتار متناقض این شرکت‌ها نسبت به کاربران ایرانی خوانده می‌شد ولی اگر دقیق‌تر شویم اتفاقا متوجه انسجامی فکری و توازنی منطقی در آن می‌شویم.

الگوی دیوار چین یا لاهه اروپا
ولی سوال نهایی و آخر این است که چگونه می‌شود با این محدودیت‌ها و تهدیدها مقابله کرد. اوایل ماه جاری که هنوز آتشفشان افشاگری‌های ادوارد اسنودن، کارمند سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا خاموش نشده بود، بعد از افشای اطلاعاتی در خصوص همکاری‌های مرموز گوگل با سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا، اعلام شد محصول آيفون شرکت اپل ابزار جاسوسی دولت آمریکا است.
از سوی دیگر چندی پیش بود که رسوایی شنود مقامات ارشد اتحادیه اروپا و در راس آنها شنود مکالمات صدراعظم آلمان جنجال زیادی به پا کرد.

البته این نخستین بار نبود که اروپایی‌ها مورد سواستفاده متحد خود یعنی آمریکایی‌ها قرار می‌گرفتند. اروپایی‌ها نگران اهداف شرکت‌های اینترنتی آمریکا همچون گوگل و فیس‌بوک هستند.

این تفاسیر اگرچه اروپایی‌ها انگیزه کافی برای مقابله با موتور جستجوی آمریکایی گوگل را داشته و دارند اما نهایتا به این نتیجه رسیدند که حتی با صرف هزینه‌های هنگفت هم نمی‌توانند موتور جستجویی طراحی کنند که با گوگل برابری کند.

در نهایت نیز اتحادیه اروپا تصمیم گرفت راه شکایت و درخواست‌های دادگاهی را برای کم کردن نفوذ غول‌های اینترنتی آمریکا روی اطلاعات کاربران اروپایی پیش بگیرد. در برخی موارد نیز این شرکت‌ها را وادار کرده‌اند تا اطلاعات خود را در خاک کشورهای اروپایی نگه داشته و در مواقع نیاز امکان دسترسی دولت‌های اروپا به اطلاعات آنها را بدهد.

در شرق دنیا اما رهبران سرزمین اژدهای سرخ سیاست دیگری را در مواجهه با نفوذ مجازی آمریکایی‌ها انتخاب کردند. دولت چین در یک نمونه از تلاش‌های خود در این خصوص سعی کرد با موتور جستجوی بومی خود به نام "بایدو" در مقابل گوگل قد علم کند که با توجه به جمعیت این کشور و سرمایه و پشتکاری که دارند تقریبا هم موفق شدند.

الگوهای متنوع ایرانی
به این ترتیب شاید تلاش ایران برای ایجاد موتورهای جستجوی گوناگون داخلی همچون "سلام"، "پارسی‌جو" ، "گرگر" و غیره بیشتر به الگوی چین شبیه باشد.

ولی آیا ایران با بودجه ۱۷۰ میلیارد تومانی که برای این موتورها در نظر گرفته و همزمان نیز چندین موتور جست‌جوی دیگر نیز در دستور کار حمایت قرار داشته و دارند، می‌تواند در مقابل این ابرشرکت‌ها ایستادگی کند؟ (بماند که برخی از این جست‌وجوگر‌های ایرانی همچون پارسی‌جو در دولت قبل نیز معرفی و رونمایی شده بود.)

آیا متولیان این مباحث با نامگذاری عجیب و غریب گرگر (که کمی شبیه به رفتار کپی‌کارانه چینی‌ها است) سعی در جذب مخاطب داشته و تصور موفقیت می‌کنند؟ از این نکته نیز نباید غافل شد که در نهایت هر کاربر ایرانی می‌تواند با یک جست و جوی ساده در گرگر وطنی و مقایسه آن با نتیجه جست و جو در گوگل اجنبی متوجه تفاوت این سرویس‌ها شود.

اگرچه هدف این نوشتار زیر سوال بردن تلاش‌های انجام شده در این راستا نیست، اما از این موضوع نیز نباید غافل شد که به استثنای چین سایر کشورهای دنیا مسیر و سیاست دیگری را برگزیده‌اند.

-----------------------------------------------------------------------------

توجه: کاربر محترم؛ انتشار مطالب دیگر رسانه ها از سوی مجله اینترنتی دلگرم لزوما به معنای صحت و تایید محتوای آنها نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر می‌شود. در ضمن شما می توانید اخبار و مطالب وزین خود را که تا کنون در هیچ رسانه‌ای منتشر نشده است از طریق ایمیل info@delgarm.com برای ما ارسال نمایید تا در صورت دارا بودن مولفه‌های لازم منتشر گردد.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه