نوشته‌هایی با برچسب "درد دل با خدا"

درد و دل با خدا درد و دل با خدا

آنگاه که آرزوهایم را به روی دیوار نوشتم نمی دانستم چشم نامحرمی بدان نظارگر است. آنگاه که مشق سکوتم را خواستم بر دیواره های تاریک شب بنویسم طوفانی آمد و آرامش مرا به یغما برد و آنگاه که درد بی کسی هایم را به رودخانه زلال صاف سپردم او با بی اعتنایی از کنار من گذشت. و آنگاه که فریادم را بر سر کو ها کشیدم تا بلکه آرام گیرم او نیز فریادم را پس داد و مرا قبول نکرد حالا با توام با تویی که حرف و دلم و درد تنهایی هامو صدای فریادم را که از سوز و زخم دل است را از پشت دیوارها و فاصله ها می شنوی تو چی تو هم می خواهی مرا تو این دنیای وانفسا تنها گذاری و مرا

ایا گفتن درد دل با خدا ،ناشکری کردن است ؟ ایا گفتن درد دل با خدا ،ناشکری کردن است ؟

لینک مطلب : http://www. iranbanou. com/magazin. aspx?id=177732&mgn=ایا گفتن درد دل با خدا ،ناشکری کردن است ؟.

درد دل مجنون با خدا درد دل مجنون با خدا

یک شبی مجنون نمازش را شکست. بی وضو در کوچه لیلا نشست. *. عشق آن شب مست مستش کرده بود. فارغ از جام الستش کرده بود. *. سجده ای زد بر لب درگاه او. پر ز لیلا شد دل پر آه او. *. گفت یا رب از چه خوارم کرده ای. بر صلیب عشق دارم کرده ای. *. جام لیلا را به دستم داده ای. وندر این بازی شکستم داده ای. *. نشتر عشقش به جانم می زنی. دردم از لیلاست آنم می زنی. *. خسته ام زین عشق، دل خونم مکن. من که مجنونم تو مجنونم مکن. *. مرد این بازیچه دیگر نیستم. این تو و لیلای تو … من نیستم. *. گفت: ای دیوانه لیلایت منم. در رگ پیدا و پنهانت منم. *. سال ها با جور لیلا ساختی

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه